/دستنامة برنامه درسی دانشگاهی مبتنی بر رویکرد ریزوم در آموزش عالی

دستنامة برنامه درسی دانشگاهی مبتنی بر رویکرد ریزوم در آموزش عالی

ژیل دلوز برای روشن ساختن فلسفه خود از اصطلاح گیاه‌شناختی ریزوم استفاده می‌کند. در حقیقت این استعاره بیانگر دیدگاه فلسفی دلوز است. او این استعاره را در کتاب «هزاران فلات» برای تبیین دیدگاه کثرت­گرایی خود به کار برده است . ریزوم در زیست­شناسی به ریشه‌های فرعی گیاه گفته می‌شود. ریزوم­ها در فاصله­های اصلی ریشه گیاه می‌رویند و برخلاف ریشه اصلی (درخت) که در جهت خاصی سیر می‌کند، ریزوم­ها درجهات گوناگون سیر می‌کنند. این استعاره به‌خوبی مفهوم دلوز را از تفاوت، ‌شدن و کثرت نشان می‌دهد. در حقیقت دلوز با این استعاره­اش بین دو نوع تفکر ریزومی و تفکر درختی تمایز قائل می‌شود. در رویکرد ریزوماتیک وحدت جای خود را به کثرت داده و سلسله‌مراتب دیرین واژگون و آنچه اصل است به فرع تبدیل می‌شود.

ریزوم نه ابتدا دارد و نه انتها، بلکه چیزی در میانه است. زیرا ابتدا و انتها بیانگر یک جنبش و حرکت خطی است. کارکردن در میانه چیزی درباره آمدن و رفتن است تا شروع و پایان .

تفکر درختی از خصلتی خطی، سلسله‌مراتبی، ایستا و از برش­ها و تقسیم­بندی­ها و خط‌مشی­های بین امور حکایت دارد. به نظر دلوز تفکر درختی همان فلسفه بودن است، حال آنکه تفکر ریزومی فلسفه‌شدن، متکثر، غیرخطی، پویا و درجهات مختلف و مرتبط با خطوط دیگر تفکر است و در واقع از مرزبندی­ها و تقسیم‌بندی‌های تفکر درختی خبری نیست . تفکر ریزومی می‌تواند فضاها و خطوط تفکر درختی را درهم بشکند وآن را در شبکه­ای از امور متقابل از نو سازمان دهد. تفکر ریزومی تفکری است که نقطه پایانش آغاز تازه‌ای را دربر دارد یا به‌واقع نمی‌توان برای آن آغاز و پایانی را متصور شد. از این‌رو تفکر ریزومی به‌مانند کولی برای یافتن سرزمین تازه­ای از جایی به جای دیگر در گردش است و سامان و قرار خاصی ندارد . کولی نقشه از پیش آماده­ای ندارد و از اصل «شدن» پیروی می‌کند و هویت کولی هیچ­گاه براساس مفاهیم ثابت و واحد تعریف نمی‌شود. او هویتی مرکزگریز و سیال دارد و همواره تمایل به کوچک‌تر‌شدن دارد و از بزرگ‌شدن پرهیز می‌کند.